این تصور که شرکتها آگاهانه سود خود را هموار می کنند برای اولین بار توسط هپوورد در سال 1953مطرح گردید و توسط گوردون در سال1964 توسعه پیدا نمود. هپوورد (1953) مفهوم هموارسازی را چنین بیان نمود:”منطقی می باشد که مدیران با بهره گیری ازابزارهای مشخص حسابداری سود خود را هموارکنند.”

به صورت  دقیق تر، گوردون تئوری هموارسازی سود را با اظهار چهار فرض زیر ارائه نمود:

  1. معیار مدیریت شرکت در انتخاب بین روش های حسابداری، به حداکثر رساندن مطلوبیت یا رفاه مدیریت می باشد.
  2. مطلوبیت مدیریت با الف) امنیت شغلی او ب) نرخ رشد پاداش و حقوق او ج) نرخ رشد اندازه شرکت افزایش می یابد.
  3. کسب بخشی از اهداف مدیریت که در فرض 2 اظهار گردید به رضایت صاحبان سهام نسبت به عملکرد شرکت بستگی دارد.
  4. برای مدیران رضایت صاحبان سهام نسبت به رشد سود( یا نرخ بازده حقوق صاحبان سهام) و ثبات سود ضروری می باشد تا بتوانند اهداف خود را دنبال کنند.

اگر چهار فرض بالا پذیرفته گردد، مدیران در محدوده قدرت خود یعنی محدوده پذیرفته شده قوانین حسابداری بایستی 1) سود گزارش شده را هموار کنند 2) نرخ رشد سود را هموار کنند.

به نظر کوپلند(1968)[1] هموارسازی سود عبارت می باشد از کاهش تغییرات سالانه سود با انتقال سود در سال هایی که سود زیاد می باشد به سال هایی که سود کم می باشد (استولوی و برتون، 2000)[2]. به عقیده بیدلمن (1973)[3] هموارسازی سود عبارت می باشد از کاهش آگاهانه نوسانات سود به سطحی که برای شرکت نرمال به نظر  می رسد. به بیانی دیگر هموارسازی سود کوشش مدیریت برای کاهش نوسانات غیرعادی سود می باشد که در محدوده خط مشی های اصول حسابداری و مدیریت منطقی باشد. گیولی و رونن (1981)[4] عنوان کردند که هموارسازی می تواند نوعی پیام[5] باشد که مدیران به وسیله آن ازاختیار خود در انتخاب بین روش های مختلف در اصول پذیرفته شده حسابداری بهره گیری می کنند تا نوسانات سود طی زمان را حول روندی که به بهترین وجه منعکس کننده انتظارات سرمایه گذاران از عملکرد آتی شرکت می باشد، کاهش دهند .

موسس (1987)[6] هموارسازی سود را تلاشی برای کاهش نوسانات سود گزارش شده می داند.بارتو (1993)[7] اظهار می کند که هموارسازی سود دو شکل دارد: 1) شکل کاهنده سود ، زمانی که سود مورد انتظار به گونه موقت بالا باشد و یا 2) شکل افزاینده سود، زمانی که سود پایین تر از سود مورد انتظار یا سود سال قبل باشد. آشاری و دیگران[8] (1994) هموارسازی سود را به عنوان اقدام داوطلبانه و آگاهانه مدیر برای کاهش نوسانات سود با بهره گیری از ابزارهای مشخص حسابداری تعریف کردند. به عقیده زارووین(2002)[9] هموارسازی سود عبارت می باشد از مدیریت اقلام تعهدی برای کاهش واریانس سری زمانی سود.

2 3 2. فرصت های هموارسازی سود

مدیریت در انتخاب بین روش های مختلف به حساب بردن وقایع مالی در چارچوب اصول پذیرفته شده حسابداری، اختیارات قابل ملاحظه ای دارد. مثلاً در مورد استهلاک روش های مختلف پذیرفته شده ای هست که مدیر می تواند بین این روش ها یکی را انتخاب نماید. همچنین مدیریت می تواند فعالیتهای مالی را زمان بندی کند، مثل به تأخیر انداختن یک فروش و یا اینکه مخارج اختیاری انجام دهد. به علت این انعطاف پذیری، مدیر می تواند به گونه سیستماتیک روی سود گزارش شده از سالی به سال دیگر تأثیر گذاشته و آن را هموار کند. به اعتقاد بیدلمن نیز اختیاراتی که در زمینه حسابداری و شمول درآمدها و هزینه ها هست  فرصت هایی را برای هموارسازی ایجاد می کند. اندازه و زمان بندی درآمدها و  هزینه های اختیاری تأثیر مهمی را در فرآیند هموارسازی سود اعمال می کند. اقلام اختیاری آن هایی هستند که مدیریت بر آن ها کنترل دارد و می تواند آن ها را به تأخیر اندازد، حذف کند و یا ثبت و شناسایی آن ها تسریع کند. حذف و یا کاهش هزینه ها و مخارج مربوط به بسیاری از هزینه ها طی سال های بد و ناموفق و افزایش آن ها در سال های خوب و موفق، رویه اقدام مطلوبی برای بسیاری از هزینه های اختیاری  می باشد. همچنین تعویق و یا تسریع انواع خاصی از درآمدها در بسیاری از شرکت ها رایج می باشد.

23 3. انواع هموارسازی سود

ایکل[10] (1981) ادعا نمود که دو نوع هموارسازی سود هست. هموارسازی طبیعی[11] و هموارسازی آگاهانه[12] یا برنامه ریزی شده[13]. هموارسازی برنامه ریزی شده که هموارسازی مدیریت نیز نامیده می گردد به دونوع1) هموارسازی واقعی[14] که هموارسازی معاملاتی یا اقتصادی[15] نیز نامیده می گردد و2) هموارسازی مصنوعی[16] یا هموارسازی حسابداری[17] تقسیم می گردد. درشکل زیرانواع مختلف هموارسازی نشان داده شده می باشد.

 

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

[1]. Copland

[2]. Stolowy and Berton

[3]. Beidleman

[4]. Givoly and Ronen

[5]. Signaling

[6]. Moses

[7]. Bartov

[8]. Ashari  et.all

[9]. Zarowin

2.Eckle

[11]. Natural smoothing

[12]. Intentional smoothing

[13]. Designed smoothing

[14]. Real smoothing

[15]. Transactional smoothing  or   Economic smoothing

[16]. Artificial smoothing

[17]. Accounting smoothing

 متن فوق بخش هایی از این پایان نامه بود

لینک متن کامل پایان نامه فوق با فرمت ورد