مروری بر مالی رفتاری

در ادبیات مالی دو دیدگاه اصلی در تجزیه و تحلیل اوراق بهادار هست. تحلیل بنیادی[1] که شامل تجزیه و تحلیل صورت های مالی، نقاط قوت و ضعف و کیفیت مدیریت شرکت و رقبای آن و بازارها می­باشد. تحلیل تکنیکال[2] که در بر دارنده همه اطلاعاتی می باشد که پیش از این در قیمت سهام منعکس شده­اند و ما اثر آنها را به صورت تغییرات در نمودار قیمت سهام میبینیم.

شاخه دیگری که مالی رفتاری[3] نامیده می­گردد در سال­های اخیر به عنوان دیدگاه سوم تجزیه و تحلیل سرمایه­گذاری مطرح شده می باشد. این دیدگاه از روانشناسی برای تبیین آن دسته از رفتارهای سرمایه گذاران بهره گیری می­کند که نمی­توان با تئوری­های سنتی مالی و اقتصادی تبیین داد.

مالی رفتاری به معنای مطالعه رفتار سرمایه­گذاری با بهره گیری از این عقیده می باشد که سرمایه­گذاران ممکن می باشد به صورت غیر عقلایی اقدام نمایند. در حالی که اقتصاد سنتی بر اساس تئوری مطلوبیت فرض می کند سرمایه­گذاران به صورت عقلایی اقدام می کنند، اما در مالی رفتاری فرض بر این می باشد که
سرمایه­گذاران می توانند رفتار غیر عقلایی داشته باشند و براساس آن اقدام نمایند. معمولا در بازار ها رفتارهای احساسی بیش از حد متعارف نیز به چشم می خورد. سرمایه­گذاران از طریق نیروهای غیر منطقی متعددی از قبیل اعتماد بیش از حد[4]، پشیمان گریزی[5]، زیان گریزی[6] و مواردی از این قبیل برانگیخته می­شوند.(تهرانی و نوربخش، 1389)

فرد سرمایه­گذار، یک جزء کوچک از کل بازار می­باشد. یعنی عقلایی­سازی، روانشناسی و رفتار
سرمایه­گذاری یک فرد سرمایه­گذار به گونه مستقیم به تفکر، احساس و اعمال همه سرمایه­گذاران مرتبط می باشد. واضح می باشد که مجموعه سرمایه­گذاران باعث شکل­گیری بازار می­گردد. در حقیقت بشر­ها تنها عوامل علت و معلول بازار هستند. در بازار چیزی وجود ندارد که ناشی از رفتار انسانی نباشد.

تاریخ بازارها می تواند به عنوان مجموعه ای پیچیده از بازپیدایی خطاهای انسانی دیده گردد. می دانیم که بازار بر حسب عادت واکنش بیش از حد یا کمتر از حد نشان می دهد. مالی رفتاری توضیحی جایگزین برای بعضی ناهنجاری های بازار ارائه می­کند. این دیدگاه چگونگی تصمیم­گیری افراد مختلف را در نظر میگیرد. علت های گوناگونی برای رفتار غیر عقلایی در بازار هست. یکی از این عوامل، پردازش نادرست اطلاعات توسط سرمایه­گذاران می­باشد. این اتفاق می­تواند منجر به توزیع نادرست بازده­های آتی گردد. توزیع نادرست نیز باعث به وجودآمدن فرصت­های آربیتراژ می­گردد. حتی زمانی که توزیع بازده­ها نیز به نحو مناسبی صورت گرفته باشد باز هم سرمایه­گذاران می­توانند تصمیم­های غیر بهینه بگیرند. در نتیجه آربیتراژ محدود بوده و فقدان فرصت­های آربیتراژ الزاما بر کارایی بازار دلالت ندارد.

بعضی مباحث اصلی در مالی رفتاری، مربوط به چرایی ایجاد خطاهای سیستماتیک توسط سرمایه­گذاران و مدیران (همچنین قرض دهندگان و قرض گیرندگان) می­باشد. مالی رفتاری نشان می­دهد­ که این خطاها بر قیمت­ها و بازده­ها تاثیر می­گذارند. همچنین نشان می­دهند که چرا مدیران شرکت و دیگر نهادها به علاوه دیگر بازیگران مالی، بایستی به دنبال کسب منفعت از ناکاریی بازار باشند.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

توجه سرمایه گذاران

توجه سرمایه­گذاران تصریح به دیدگاه خوشبینانه یا بدبینانه سرمایه­گذاران نسبت به وضعیت فعلی و آتی یک سهم و بازار دارد. در سرمایه­گذاری توجه سرمایه گذاران عاملی مهم در قیمت سهام بازار، علی الخصوص در کوتاه مدت می باشد.

تعریفی دیگر که برای توجه سرمایه­گذاران اظهار می­دارند عبارتست از میل به سفته بازی، بر اساس این تعریف توجه سرمایه­گذاران به تقاضا برای سرمایه­گذاری­های سفته­بازانه جهت می­دهد. پس باعث اثر مقطعی در بازار می­گردد.

[1] Fundamental analysis

[2] Technical analysis

[3] Behavioral finance

[4] Over Confidence

[5] Regret Aversion

[6] Loss aversion

 متن فوق بخش هایی از این پایان نامه بود

لینک متن کامل پایان نامه فوق با فرمت ورد