گردشگری طبیعت که به نام اکوتوریسم نامیده می گردد پدیده ای نسبتاً تازه می باشد که بخشی از صنعت گردشگری را نشان می دهد. درگردشگری طبیعت، اثرات کمتری بر پیکر محیط زیست و بافت فرهنگی وارد شده و عوامل زیربنای کمتری را طلب می کند. اکوتوریسم علاوه بر تاکید بر جنبه های محیطی و طبیعی به رشد اقتصادی و افزایش مراودات فرهنگی بین کشورها کمک می کند.

اتحادیه حفاظت جهانی از پارک های ملی و مناطق حفاظت شده اکوتوریسم را چنین تعریف می کند «مسافرت و بازدید همراه با مسئولیت محیطی که از نواحی کمتر دستخورده» (همراه بادیدار ویژگیهای فرهنگی در گذشته و حال) با هدف لذت بردن و قدرشناسی از طبیعت انجام می شود که باعث بهبود حفاظت و تاثیر منفی بازدید آن کم می گردد و باعث حضور اقتصادی و اجتماعی سودمند برای افراد محلی می گردد (sheng- Hshiung et al , 2006: 641).

رویکرد گردشگری پایدار به عنوان شکلی از گردشگری جایگزین، در پی بهبود کیفیت زندگی ساکنین محلی، ارتقاءتجربیات گردشگران و حفظ محیط زیست مقصد می باشد (Chris choi and Sirakaya, 2005: 381). از آن جا که توسعه گردشگری به صورت چشمگیری به حسن نیت جامعه میزبان بستگی دارد وحمایت آن در توسعه و عملکرد موفقیت آمیز گردشگری، امری ضروری به شمار می رود. در این رویکرد، موفقیت هر پروژه گردشگری مستلزم شناخت و درک ، کیفیت طرفداری جامعه میزبان می باشد. اساسا گردشگری یک فعالیت منبع پایه می باشد و به جاذبه ها و خدمات وابسته می باشد، اما در عین حال توسعه موفقیت آمیز آن مستلزم میهمان نوازی و استقبال از طرف جامعه میزبان نیز می باشد. به طوری که بدرفتاری، بی علاقگی و سوءظن جامعه محلی، نهایتاً به گردشگران منتقل خواهد گردید و احتمالاً عدم تمایل گردشگران به بازدید مجدد از مقصدهای مذکور، را در پی خواهد داشت. بدین سان درک واکنش جامعه محلی و عواملی که برروی این طرز تفکر تأثیر می گذارند، به مقصود دستیابی به طرفداری مطلوب جامعه روستایی از توسعه گردشگری امری ضروری به شمار می آید. اگر جامعه میزبان بر این باور باشد که توسعه گردشگری در حال تخریب محیط اجتماعی و فیزیکی آن ها می باشد و گردشگران عامل این طریقه هستند، ممکن می باشد کیفیت تعاملات میان ساکنان و گردشگران دچار تنزل گردد (علیقلی زاده، 1389: 36).

جامعه اکوتوریسم بین الملل (TIES) اصول زیر را برای ارزیابی اثربخشی اکوتوریسم در اهداف حفاظت و توسعه ، بعنوان دستورالعمل مورد بهره گیری قرار می دهد. حداقل کردن تاثیرات، برقراری توجه و آگاهی فرهنگی و محیطی، ایجاد تجربیات مثبت برای بازدید کنندگان و میزبان، ایجاد مزایای مالی برای افراد محلی ، افزودن حساسیت نسبت به اوضاع اجتماعی، محیطی و سیاسی کشورهای میزبان، طرفداری از قرار دادهای کارگری و حقوق بین المللی بشر  ( .(Diedrich, 2010: 234

2-12 فرهنگ

واژه فرهنگ در زبان فارسی از پیشوند “فر” به معنی جلو، پیش؛ و “هنگ یا ثنگ” به معنای کشیدن و آوردن، ترکیب یافته می باشد و در مجموع به معنی پیش کشیدن، ارتقا دادن و تربیت کردن می باشد.در زبان فارسی این کلمه با کلماتی مانند: فرن به معنی کاریز و قنات و فرهنج یعنی نهال کشی، پیوند مستقیم دارد. در زبان لاتین هم با واژه cultura به معنی کاشتن و پروراندن و یا cult به مفهوم مراسم و شعائر هم خانواده می باشد. این همه خود بار معنایی ارزشمند فرهنگ را می رساند (بنی سلیم، 1387: 12).

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

 متن فوق بخش هایی از این پایان نامه بود

لینک متن کامل پایان نامه فوق با فرمت ورد