اگر رهبری خدمتگزار را متفاوت از دیگر اشکال رهبری بدانیم، بایستی قادر باشیم تا مشخصات،ویژگی ها ،مدل ها و رفتارهایی مجزا از سایر انواع رهبری را در چنین رهبرانی نظاره کنیم. متاسفانه ادبیات مرتبط با بحث رهبری خدمتگزار نسبتاً نامشخص، مبهم و اغلب به‌صورت داستان و حکایت هستند. به‌هرحال به رغم محدودیت هایی که هست مطالعه ادبیات رهبری خدمتگزار در منابع مختلف، اعم از مجلات، کتب و تحقیقات نشان می دهد که سازگاری کافی در آنها هست تا بتوان ویژگی یا صفات را برای چنین رهبرانی استخراج نمود که متناسب با موضوع پژوهش، مهم ترین مدل هایی که وجود دارند، ارائه و مطالعه خواهند گردید(قرایی پور،1387،ص4).

2-1-11-1- مدل اسپیرز[1]

از مدیران ارشد مرکز گرین لیف از نوشته  های گرین لیف، ده ویژگی رهبری خدمتگزار را استخراج کرده می باشد که عبارتند از:

1.گوش دادن 2.همدلی 3.بهبودبخشی 4.آگاهی 5.تشویق و ترغیب 6.مفهوم سازی 7.آینده نگری و دوراندیشی 8.خادمیت 9.تعهد به رشد افراد 10.ایجاد گروه.

با این تفاصیل، اظهار کرده می باشد هر چند که این ده مشخصه جزء ویژگی­های رهبری خدمتگزار می­باشند، اما به این معنی نیست که همه ویژگی ها همین ده مورد باشد Spears,1998,p35)به نقل از قرایی پور، 1387).

 

2-1-11-2- مدل پیج و ونگ[2]

پیج و ونگ (2000) چارچوبی را برای اندازه­گیری رهبری خدمتگزار ارائه کرده اند. مدل آنها شامل در نظر داشتن چهار حوزه رهبری می باشد که خروجی آنها اثر مثبتی بر جامعه و فرهنگ دارد:

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

1- شخصیت: شخصیت رهبر و کاراکترهایی از شخصیت وی مورد توجه قرار می گیرد شامل شجاعت خدمتگزاری، روحیه خدمت رسانی به دیگران، کمال جویی و تعهد می باشد.

2- روابط: انواع روابط، پیوندها و ارتباطاتی که رهبر با دیگران مستقر می کند، مورد توجه قرار می گیرد.

3- وظیفه: رهبر برای اعمال رهبری بایستی وظایفی را انجام دهد که شامل خلق بینش و تصمیم گیری می گردد.

4- فرایند: در این حوزه بهبود فرایند های سازمانی مورد توجه قرار می گیرد که شامل تیم سازی و مدلسازی می گردد.

آنها از مطالعه گسترده ادبیات رهبری خدمتگزار حدود 200معیار شناسایى کردند و پس از حذف و ادغام به 99 معیار نهایی دست یافتند و آنها را در دوازده طبقه اصلی قرار دادند که عبارتند از کمال جویی، فروتنی، خدمت رسانی، در نظر داشتن دیگران، توانمندسازی کارکنان، توسعه کارکنان، بینش مداری، هدفگذاری، هدایت، مدلسازی، تیم سازی و تصمیم‌گیری مشارکتی.

کار نیمه تمام پیج و ونگ را با تجربه و تحلیل عاملی تکمیل کردند که عوامل از 99 معیار به 22معیار و از 12طبقه به 3 طبقه (بینش مداری، توانمندسازی و خدمت رسانی) تقلیل پیدا نمود(دنیس و وینستون،2003، صص455-459 به نقل از قرایی پور،1387).

 

[1] – Spears

[2]– Page and Wong

 متن فوق بخش هایی از این پایان نامه بود

لینک متن کامل پایان نامه فوق با فرمت ورد