مطالعه پیشینه پژوهش معمولاً نقدی از دانش موجود پیرامون موضوع پژوهش می باشد. مطالعه پیشینه پژوهش، یافته­های پژوهش را به پژوهش­های قبلی متصل می­سازد (مقیمی ، 1385). پژوهشگر برای مطالعه پیشینه پژوهش بایستی پژوهش­های قبلی را که درمورد موضوع انجام شده، مورد توجه قرار دهد و در دو بعد، شامل؛ مروری بر نظریات و مروری بر تحقیقات کار کند (تقی­زاده و تاری ، 1386).

شناسایی معضلات ناشی از تفکیک مالکیت از مدیریت و تضاد منافع[1] به زمان­های دور برمی­گردد. از زمانی که دو نفر از اساتید دانشگاه کلمبیا به نام آقایان آدلف برل[2] و کاردینر مینز[3] (1967) در کتابی تحت عنوان «شرکت­های مدرن و مالکیت خصوصی» سبک و سیاقی از مدیریت را که در جهت منافع فردی و گروهی خود اقدام می­نماید، افشا می­سازند. به عنوان مثال آنان ذکر می­کنند مدیران در جهت رشد منافع خود اندازه شرکت­ها را گسترش می­دهند حتی اگر این رشد غیراقتصادی و به زیان طبقه سهامدار باشد. زمانی که ارزیابی عملکرد و پاداش مدیران اجرایی متناسب با اندازه شرکت­ها می باشد شاهد وقوع این پدیده هستیم. یا زمانی که پاداش سالانه مدیران مبتنی بر ارقام حسابداری می باشد، انگیزه­های قوی برای مدیریت سود و دستکاری ارقام حسابداری هست(استرن[4] و شیلی[5]، 2001: 1-3).

در دو دهه آخر قرن بیستم میلادی شاهد تغییر و تحولات بنیادی در شرایط اقتصادی و روابط تجاری بین کشورها هستیم. آثار این تغییرات بسیاری از کشورهای جهان را، صرفنظر از وضعیت سیاسی و سطح توسعه اقتصادی آنها، فرا گرفته می باشد. عمده عوامل کلیدی در پیدایش شرایط متحول شده اقتصادی را می­توان به قرار زیر تلخیص نمود(یونگ[6] و اُبیرن[7]، 2001: 5-6):

  • آزادسازی نرخ ارز در بازار پول و شناور شدن نرخ ارز.
  • شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

  • مقررات­زدایی از فعالیت­های اقتصادی و به ویژه پایان یافتن کنترل­ها در زمینه حرکت سرمایه­ها.
  • جنبش جهانی خصوصی سازی در اقتصاد.
  • توافق همگانی در مورد تعرفه­ها و تجارت.
  • بسط و گسترش مؤسسات سرمایه­گذاری و اعتباری.
  • رشد حیرت­انگیز تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات.
  • تغییر دیدگاه نسل­ها نسبت به نوع پس­اندازها و سرمایه­گذاری­ها.

مجموعه این شرایط کلیدی زمینه­ساز پدیده جهانی شدن اقتصاد بوده می باشد. در شرایط جدید مدیران واحدهای تجاری با چالش­های جدیدی مواجهند. مانند می­توان به موارد زیر تصریح نمود:

  • امروزه سرمایه­گذاران قادرند برای کسب بازدهی بیشتر سرمایه­های خود را حرکت دهند زیرا سرمایه­ها دارای چنین خاصیتی می­باشند.
  • مدیران اجرایی نمی­توانند نسبت به بازارهای سرمایه بی­تفاوت باشند.
  • حداکثرسازی ثروت سهامداران از اهداف اصلی بنگاه­هاست.
  • حفظ هزینه­های سرمایه در سطح معقول از ضرورت­های تداوم فعالیت در بازار سرمایه می باشد.
  • ارزش­آفرینی برای بنگاه­ها عامل اصلی در ثروت­آفرینی طبقه سهامدار و حفظ تداوم فعالیت می باشد.

وجود تضاد منافع، موجب نگرانی مالکان (سهامداران) گردیده تا جایی‌که آنها برای اطمینان از تخصیص بهینه منابع خود توسط مدیران، اقدام به مطالعه و ارزیابی عملکرد مدیران می‌کنند. به مرور زمان مشخص شده می باشد که بعضی از تصمیمات مدیران ممکن می باشد موجب اتلاف منابع شرکت و از بین رفتن ثروت

[1] – Conflict of Interest

[2] – Adolf Berle

[3] – Cardiner Means

[4] – Stren

[5] – Shiely

[6] – Young

[7] – O’Byrne

 متن فوق بخش هایی از این پایان نامه بود

لینک متن کامل پایان نامه فوق با فرمت ورد