ایجاد بینش بازار تنها به مطالعه پیمایشی مشتریان وابسته نیست بلکه به تعداد زیادی مکانیزم های مکمل مرتبط می باشد.بینش ممکن می باشد از طریق شماری از نظام ها و جریان های رسمی و غیررسمی ( مانند بحث های غیر رسمی با شرکای تجاری) تولید گردد و ممکن می باشد مستلزم جمع آوری داده اولیه و ثانویه باشد.مکانیزم ها می تواند شامل جلسات با مشتریان و شرکای تجاری (مانند توزیع کننده ها )٬  تجزیه و تحلیل گزارش های فروش٬تجزیه و تحلیل پایگاه داده های مشتریان پراکنده در سراسر دنیا و تحقیقات رسمی بازار مانند مطالعه توجه مشتریان٬نتایج فروش آزمایشی و مانند آن باشد ( کالی و جاورسکی٬ ۱۹۹۰).

لازم می باشد توجه گردد که مسئولیت  تولید بینش به بخش بازاریابی محدود نمی گردد.به عنوان مثال٬مهندسین پژوهش و توسعه ممکن می باشد در کنفرانس های علمی اطلاعات به دست آورند .   مدیران ارشد ممکن می باشد جهات کلی را در مقالات تجاری کشف کنند و مانند آن.مدیران شرکت های تولیدی چند محصول صنعتی تصریح کردند که برای کارکنان پژوهش و توسعه شان٬تأثیرگذاری بر و تأثیرپذیری از مشتریان برای ارزیابی نیازها و معضلات آن ها و شروع و رشد کسب و کار جدیدی در راه برآورده کردن ان نیازها و معضلات٬امری عادی به شمار می رود( کالی و جاورسکی٬ ۱۹۹۰).

2-2-2-1-2-انتشار بینش

پاسخ مؤثر به نیاز بازار٬مستلزم مشارکت تقریباً همه بخش های سازمان ، مانند پژوهش و توسعه٬ایجاد محصول جدید٬تولید٬خرید٬مالی و مانند آن می باشد.چندین مدیر تصریح کردند که برای اینکه یک سازمان با نیازهای بازار انطباق پیدا کند.، بینش بازار بایستی با افراد و بخش های مربوطه اشتراک گذاشته گردد٬انتشار یابد یا حتی فروخته گردد.مدیران بازاریابی در دو شرکت کالاهای مصرفی شروع به انتشار گاه نامه هایی برای تسهیل انتشار بینش نمودند.

اطلاعات ممکن می باشد در جهت معکوس ، جریان یابد ،٬بستگی به مکانی که تولید شده می باشد دارد.انتشار مؤثر بینش بازار مهم می باشد زیرا مبنایی مشترک برای اقدام های متناسب بخش های مختلف فراهم می اورد. (کالی و جاورسکی٬ ۱۹۹۰).

2-2-2-1-3- پاسخگویی

پاسخگویی اینگونه معنی شده که از دو فعالیت تشکیل شده می باشد: الف)طراحی پاسخ (یعنی بهره گیری از هوشمندی بازار برای پیشبرد برنامه ها) ب) و اجرای پاسخ (یعنی اجرای چنین برنامه هایی) (جاورسکی و کالی٬ ۱۹۹۳).پاسخگویی٬اندازه سازگاری و هماهنگی سیاست های بازاریابی شرکت را با اطلاعات بازار نشان می دهد( ابزری و دیگران٬ ۱۳۸۸)

2-2-2-2-مدل نارور و اسلاتر

اسلاتر و نارور (۱۹۹۰) بازارگرایی را از دیدگاه فرهنگی تعریف می کنند٬بازارگرایی از بعد فرهنگی عبارت می باشد از فرهنگ سازمانی که به کاراترین و اثربخشی ترین رفتارهای ضروری موردنیاز برای ایجاد ارزش برتر برای خریداران و در نتیجه عملکرد برتر سازمان توجه دارد (ابزری ٬رنجبریان ٬فتحی٬قربانی٬ ۱۳۸۸). نارور و اسلاتر(۱۹۹۰)عقیده دارند بازارگرایی بر پایه تفکر بازاریابی ایجاد شده می باشد و تفکر بازاریابی زیر بنای فلسفی آن را تشکیل می دهد ( کفاش پوروسیاهرودی٬ ۸۸) .   عناصر بازارگرایی از دیدگاه نارور و اسلاتر شامل سه مورد زیر می باشد:

2-2-2-2-1-مشتری گرایی[1]

مشتری گرایی به معنای درک مداوم و پیوسته نیازهای مشتریان هدف فعلی و بالقوه و بهره گیری از آن دانش ( دانش شناخت نیازهای مشتریان) در راستای ایجاد ارزش مشتری می باشد (ابزری و دیگران٬ ۱۳۸۸) . لویت (۱۹۶۰) بیان نمود که فرصت های رشد٬فقط بسته به هزینه های پایین تولید نیست٬بلکه با پاسخ دادن به نیازها و خواسته های مشتری نیز دست یافتنی می باشد.لویت با اصرار براینکه شرکت ها تعهدی در تمام سازمان نسبت به رضایت مشتری بپذیرند٬عاجزانه از مدیریت خواست که کوشش ها را در راستای یک فرهنگ مشتری محور هدایت کند.همه سازمان به عنوان یک کل٬بایستی به سان یک نظام مشتری ساز و راضی کننده مشتری نگریسته گردد.مدیریت نباید تنها خود را کالا ساز بپندارد بلکه برای کسب رضایت مشتری به ایجاد ارزش برای مشتری بپردازد.این ایده (همراه با الزامات آن) بایستی در جای جای سازمان پیدا گردد.( مک کلور ، 2007)

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

دشپانده [2]و فارلی(۱۹۹۸) عقیده دارند که مشتری گرایی را می توان مجموعه خاصی از عقایدی دانست که علایق مشتری را در رأس همه علایق سایر ذی نفعان ( از قبیل مالکان٬مدیران٬کارکنان) قرار می دهد٬ این عقاید را می توان در سطح کلان تری تحت عنوان فرهنگ سازمان تلقی نمود ( ابزری و دیگران٬ ۱۳۸۸ )

مطابق شکل دشپانده ( ۱۹۹۳) پلهام و همکاران( ۱۹۹۷) مشتری گرایی راه مفهومی مشتمل بر دو عامل می دانند:

[1] Costumer orientation

[2] Deshpandeh

 متن فوق بخش هایی از این پایان نامه بود

لینک متن کامل پایان نامه فوق با فرمت ورد