تحقیقات زیادی در ارتباط با عوامل تبیین­دهنده بازده انجام گرفته می باشد. در این بین عوامل مربوط به مدل سه عاملی فاما و فرنچ (ارزش بازار شرکت و نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار)-  به دلیل تبیین­دهندگی بهتر بازده سهام – از مقبولیت نسبی بیشتری برخوردار شده می باشد. این مدل در بازارهای زیادی مورد مطالعه قرار گرفته می باشد. در این قسمت، بعضی از تحقیقات داخلی و خارجی انجام شده در ارتباط با این مدل تشریح می­گردد.

فاما و فرنچ در سال 1993 به آزمون مدل خود پرداختند. جامعه آماری آنها شامل کلیه شرکت­های پذیرفته شده در بورس  NYSE، AMEX و NASDAQ از سال 1963 لغایت 1990 بود. آنها در پژوهش خود پرتفلیو­ها را براساس ارزش وزنی رتبه­بندی و سپس متغیرهای مدل را محاسبه نمودند و با بهره گیری از  رگرسیون سری زمانی به آزمون متغیرها پرداختند. آنها به این نتیجه رسیدند که بین اندازه و میانگین بازده سهام ارتباط معکوس و بین نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار و میانگین بازده سهام ارتباط مستقیم هست. نتایج مطالعه آنها نشان می­دهد که از دو بعد مطرح شده در تحلیل رگرسیون (معنی­دار بودن شیب و  بالا بودن  از یک طرف و عرض از مبدا در رگرسیون از طرف دیگر)، سه عامل ریسک سهام به خوبی می­توانند بازده را تبیین کنند.

در مطالعه بین­المللی که با مطالعه داده­های ماهانه از 20 کشور مختلف طی سال­های 1982 تا 1997 انجام گرفت، روون­هورست[1] (1999) ارتباط مثبت و مستقیم ارزش بازار، ارزش دفتری به ارزش بازار و مومنتوم و ارتباط معکوس نقدشوندگی با متوسط بازدهی سهام را نشان داد.

ون درهارت[2] و همکاران (2003) نیز با بهره گیری از داده­های ماهانه سال­های 1988 تا 2003 اقدام به مطالعه ارتباط بین بازده سهام عادی و چند متغیر مالی و حسابداری مانند ارزش بازار، ارزش دفتری به ارزش بازار، نسبت قیمت به سود و مومنتوم نمود. نتایج حاکی از وجود ارتباط مثبت بین این عوامل و بازده سهام نظاره گردید.

سررا[3] (2003) با مطالعه داده­های هفتگی 21 کشور مختلف وجود ارتباط مثبت بین ارزش بازار، ارزش دفتری به ارزش بازار، نسبت قیمت به سود، مومنتوم، نقدشوندگی و سود نقدی و متوسط بازدهی سهام را تایید نمود.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

تانگ[4] و همکاران (2005) به مطالعه ارتباط بین عوامل ریسک و بازده­ها در بازارهای نوظهور آسیایی می­پردازند. در این مطالعه مدل سه عاملی فاما و فرنچ در بازارهای نوظهور آسیایی (هنگ گنک، سنگاپور و تایوان) آزمون شده می باشد. شواهد تجربی مطابق نتایج مطالعه شرکت­های آمریکایی می باشد که در آن مدل می­تواند بیشترین انحرافات میانگین بازده­ها را تبیین دهد. مهمترین عامل در تبیین بازده در این پژوهش، بازده اضافی بازار می­باشد. اثر اندازه شرکت و نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار محدود شده و در بعضی موارد بی­معنی بوده می باشد.

کوورسکی[5] (2010) نیز با مطالعه داده­های ماهانه و سری زمانی سهام در بورس اوراق بهادار لهستان طی سال­های 1994 تا 2007 ارتباط مثبتی بین دو متغیر ارزش بازار و ارزش دفتری به ارزش بازار و متوسط بازده سهام نظاره نمود. او با مطالعه داده­های ماهانه و مقطعی همین سهام طی سال­های 1995 تا 2005، ارتباط مثبت معناداری را بین ارزش دفتری به ارزش بازار و متوسط بازدهی سهام پیدا نمود.

در تحقیقات داخلی صورت گرفته نیز، مدل 3 عاملی فاما و فرنچ مورد تایید قرار گرفته می باشد.

نتایج پژوهش سلمان­پور (1383) درمورد تاثیر اندازه شرکت بر بازده سهام نشان داد که اندازه بر بازده تاثیر معنی­داری ندارد.

[1] Rouwenhorst

[2] Van Der Hart

[3] Serra

[4] Tang

[5] Kowerski

 متن فوق بخش هایی از این پایان نامه بود

لینک متن کامل پایان نامه فوق با فرمت ورد