ارزش دفتری بر مبنای بهای تمام شده تاریخی می باشد و هیچ­گونه انعکاس یا بازتابی از دورنمای موردانتظار شرکت در آن لحاظ نگردیده می باشد. برعکس ارزش بازار سهام منعکس کننده این دورنماست. اگر دورنمای آینده شرکت نشان­دهنده رشدی بیش از رشد متوسط باشد، ارزش دفتری کوچکتر از ارزش بازار خواهد بود.

شرکت­هایی که نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار پایین­تری دارند، احتمالاً ریسک بیشتری هم خواهند داشت، زیرا با یک شوک در بازار مقدار ارزش بازار مساوی و یا نزدیک به ارزش دفتری خواهد گردید. نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار پایین­تر ریسک بیشتری را به همراه دارد و ریسک بیشتر مستلزم بازده بیشتر می باشد.

از دیدگاه دیگر هر چقدر این نسبت کوچکتر باشد می‌تواند نشانگر این موضوع باشد که مدت زمان زیادی از تأسیس شرکت گذشته و از آنجاییکه تقریبا تمام  شرکت­ها به علت مسائل مالیاتی نمی‌خواهند دارایی­های خود را تجدید ارزیابی نمایند، لذا این موضوع باعث تفاوت فاحش بین ارزش دفتری و ارزش بازار می گردد.  شرکت پس از گذشت سالیان زیاد شهرت کسب می­کند. این حسن شهرت در دفاتر مالی ثبت نمی­گردد اما در ارزش بازار، خودش را نشان می‌دهد و باعث تفاوت ارزش دفتری با ارزش بازار سهام می­گردد. پس هر چقدر این نسبت کوچکتر باشد محتملاً  شرکت قدرت مالی بیشتر و ریسک کمتری دارد. پس بالطبع بازده کمتری هم خواهد داشت.

از دیدگاهی دیگر، هرچقدر نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار سهام   کمتر باشد، نشان­دهنده سهام رشدی می باشد و هر چقدر مقدار آن نسبت بیشتر باشد، بیانگر سهام ارزشی می باشد.

2-3-3. عوامل رفتاری

مروری بر مالی رفتاری

در ادبیات مالی دو دیدگاه اصلی در تجزیه و تحلیل اوراق بهادار هست. تحلیل بنیادی[1] که شامل تجزیه و تحلیل صورت های مالی، نقاط قوت و ضعف و کیفیت مدیریت شرکت و رقبای آن و بازارها می­باشد. تحلیل تکنیکال[2] که در بر دارنده همه اطلاعاتی می باشد که پیش از این در قیمت سهام منعکس شده­اند و ما اثر آنها را به صورت تغییرات در نمودار قیمت سهام میبینیم.

شاخه دیگری که مالی رفتاری[3] نامیده می­گردد در سال­های اخیر به عنوان دیدگاه سوم تجزیه و تحلیل سرمایه­گذاری مطرح شده می باشد. این دیدگاه از روانشناسی برای تبیین آن دسته از رفتارهای سرمایه گذاران بهره گیری می­کند که نمی­توان با تئوری­های سنتی مالی و اقتصادی تبیین داد.

مالی رفتاری به معنای مطالعه رفتار سرمایه­گذاری با بهره گیری از این عقیده می باشد که سرمایه­گذاران ممکن می باشد به صورت غیر عقلایی اقدام نمایند. در حالی که اقتصاد سنتی بر اساس تئوری مطلوبیت فرض می کند سرمایه­گذاران به صورت عقلایی اقدام می کنند، اما در مالی رفتاری فرض بر این می باشد که
سرمایه­گذاران می توانند رفتار غیر عقلایی داشته باشند و براساس آن اقدام نمایند. معمولا در بازار ها رفتارهای احساسی بیش از حد متعارف نیز به چشم می خورد. سرمایه­گذاران از طریق نیروهای غیر منطقی متعددی از قبیل اعتماد بیش از حد[4]، پشیمان گریزی[5]، زیان گریزی[6] و مواردی از این قبیل برانگیخته می­شوند.(تهرانی و نوربخش، 1389)

[1] Fundamental analysis

[2] Technical analysis

[3] Behavioral finance

[4] Over Confidence

[5] Regret Aversion

[6] Loss aversion

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

 متن فوق بخش هایی از این پایان نامه بود

لینک متن کامل پایان نامه فوق با فرمت ورد