نصرت‌نژاد و همکاران (1393) در مقاله‌ای تحت عنوان “عوامل موثر بر تقاضای بیمه درمان خصوصی در تهران” به مطالعه متغیرهای اثرگذار بر تقاضا پرداخته می باشد. این پژوهش از نوع توصیفی – تحلیل می باشد. و داده‌ها از طریق پرسشنامه از 950 خانوار در سطح شهر تهران با روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای سه مرحله‌ای جمع آوری گردید و تخمین مدل از طریق روش‌های اقتصاد سنجی مبتنی بر مدل‌های دو بخشی پروبیت و توزیع ارزش فرین انجام گرفته می باشد. نتایج تخمین مدل نشان داده می باشد که برخورداری از بیمه پایه، چکاب سالیانه، ورزش منظم، دارا بودن منزل شخصی و بازنشستگی اثر مثبت و معنی‌دار بر تقاضای بیمه درمان خصوصی داشته می باشد. پیش روی، تقاضای این بیمه نامه‌ها برای کسانی که عادت به بستن کمربند ایمنی داشتند و بین افراد مسن‌تر کمتر بوده می باشد. همچنین در این مطالعه فاکتورهای موثر بر تقاضای بیمه درمان خصوصی در ایران شناسایی گردید که شناسایی این متغیرها به سیاستگذاران کمک می کند که شرایط لازم برای گسترش پوشش بیمه درمان خصوصی فراهم نمایند.

دقیقی اصلی و همکاران (1389) در مقاله‌ای تحت عنوان “برآورد تابع تقاضای بیمه درمان مکمل در صنعت بیمه کشور” جهت تعیین عوامل موثر بر تقاضای بیمه درمان مکمل در ایران، از الگوهای مبتنی بر داده های پانل بهره گیری کرده می باشد. بدین مقصود آمار و اطلاعات مربوط به استان‌های کشور در طی دوره 1380-1378 جمع‌آوری شده می باشد. نتیجه آزممون هسمن سازگار بودن تخمین‌های مبتنی بر مدل رگرسیونی اثرات ثابت را تایید می کند. در نهایت مشخص گردید عمده ترین عوامل تعیین کننده تقاضا برای این شاخه از بیمه، درآمد سرانه، مخارج بهداشتی و درمانی سرانه و نرخ تورم می باشد. همچنین کشش درآمدی تابع تقاضای بیمه درمان تکمیلی 0.83 برآورد شده می باشد که نشان می‌دهد این محصول در سبد مصرفی خانوارهای ایرانی، کالای ضروری به حساب می‌آید. همچنین کشش تابع تقاضا نسبت به مخارج بهداشتی و تورم به ترتیب 0.1 و 0.23 محاسبه شده که بر کم کشش بودن تقاضای بیمه درمان تکمیلی اساسی تری در گسترش بیمه‌های درمانی تکمیلی داشته می باشد.

نخعی آغمیونی و کاموئی (1389) در مقاله‌ای تحت عنوان “برآورد تابع تقاضای بیمه درمانی خصوصی در مناطق شهری ایران: تحلیل توبیت” با در نظر داشتن وجود داده های سانسور شده، برآوردها در غالب الگوی توبیت صورت گرفته می گیرد. برای ارزیابی شدت واریانس ناهمسانی، الگوی تقاضا بر اساس رگرسیون‌های کوانتیلی (برآوردگر پاول) برآورد شده و تفاوت‌های موجود بین ضرایب به دست آمده برای ک.انتیل‌های مختلف و ضرایب الگوی ساده بهره گیری شده می باشد. همچنین مقایسه فواصل اطمینان به دست آمده در روش بوت – استراپ با فواصل اطمینان برآورد توبیت نشان از قابل اغماض واریانس ناهمسانی دارد. کشش درآمدی تقاضا برای درمانی خصوصی مثبت می باشد. مصرف کنندگان، بیمه‌های درمانی-اجتماعی را جایگزین بیمه‌های درمانی-خصوصی می پندارند. تقاضای خانوار برای بیمه درمانی خصوصی تابعی مقعر از سن سرپرست خانوار بوده و با فرض ثبات سایر شرایط، در سطح 55 سال به حداکثر می‌رسد. وضعیت مشابهی در مورد ارتباط سطح تحصیلات سرپرست خانوار با تقاضا وجود داشته و سطح کارشناسی ارشد به حداکثر شدن تقاضای بیمه خصوصی می انجامد. همچنین ثروت دارای اثری مثبت بر تقاضای بیمه های درمانی خصوصی می باشد. نتایج برآوردها نشان می دهد که اندازه تقاضا برای بیمه درمانی خصوصی بر اساس پیش بینی خانوارها دارای سرپرست بازنشسته، به رغم بهره‌مندی آنان از بیمه‌های درمانی عمومی می باشد که می تواند نشانی از برتری کیفیت خدمات بیمه درمانی خصوصی در قیاس با همتای عمومی آن باشد.

کاموئی (1387) در مقاله‌ای تحت عنوان ” تخمین تابع تقاضای بیمه درمان تکمیلی در مناطق شهری ایران” تابع تقاضای بیمه درمان تکمیلی را در مناطق شهری ایران تخمین زده می باشد. داده‌های مورد بهره گیری در این پژوهش مربوط به آمار بودجه خانوار در سال 1382 می باشد که مطالعه آن نشان می دهد بخش عمده‌ای از خانوارها پوشش بیمه‌ای خریداری نکرده‌اند. در پژوهش از روش توبیت بهره گیری شده می باشد. همچنین نتایج این پژوهش قابلیت آن را دارد که مورد تفسیر اقتصادی قرار گرفته و بر اساس آن می توان راجع به قواعد رفتار اقتصادی موجود نیز قضاوت نمود. در نهایت مشخص گردید که سطح درآمد خانوار، وجود پوشش بیمه‌ای درمان عمومی (اجباری)، هزینه‌های درمانی خانوار، سن و سطح تحصیلات سرپرست خانوار، عوامل اصلی موثر بر تقاضای بیمه درمان تکمیلی خانوارند. تقاضای بیمه درمان خصوصی با افزایش سطح درآمد خانوار رشد

متن فوق بخش هایی از این پایان نامه بود

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

لینک متن کامل پایان نامه فوق با فرمت ورد