مقصدها به جمعیت بومی دائم در یک مکان تصریح دارد. این اصطلاح بر این موضوع تأکید دارد که در زمان برنامه‌ریزی و توسعه گردشگری در یک مکان می‌بایست علایق و نگرانی‌های مردم بومی و محلی در اولویت قرار گیرد، به طوریکه آنها ذی‌نفعانی هستند که به شدت تحت تأثیر عوامل ناپایدار گردشگری و عملکردهای صاحبان منابع و تأسیسات گردشگری که گردشگران را به این مکان‌ها جذب می‌کنند قرار می‌گیرند. بر همین اساس رویکرد مشارکت جامعه محلی در برنامه‌ریزی گردشگری این امکان را به برنامه‌ریزان و توسعه دهندگان گردشگری می‌دهد که آنها نیز در فرایند برنامه‌ریزی گردشگری و منافع حاصل از توسعه گردشگری مشارکت داشته و تعارضات احتمالی آینده که ممکن می باشد بین مردم محلی و گردشگران به وجود آورد کاهش دهند. از طرفی بایستی توجه داشت که بر اساس اصل دموکراسی توانمند سازی جامعه می‌بایست به گونه گسترده به عنوان پیش شرایط لازم برای توسعه پایدار گردشگری مورد قبول قرار گیرد(اسواربروک، 1998).

 

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

1-12-1-2- ذینفعان توسعه گردشگری

جوامع از تعدادی از افراد تشکیل شده می باشد، که هر کدام دارای اولیت‌ها و علایق خود هستند از اصطلاح ذی‌نفعان به مقصود توصیف این افراد بهره گیری می گردد. اصطلاح ذی‌نفعان در ادبیات مدیریت تجاری به صورت ” گروهها یا افرادی که به گونه مستقیم یا غیرمستقیم بر اهداف بلند مدت سازمان تأثیر می‌گذارد” تعریف می گردد. اما در سطح جامعه گردشگری ، ریچی ،جامعه گردشگری را به چهار گروه از ذینفعان تقسیم می‌نماید:  مردم بومی، صنعت گردشگری، دیدار کنندگان، دولت محلی .به گونه کلی در مبانی و رویکردهای امروز صنعت گردشگری، اتخاذ استراتژیک بین بخش‌های مختلف و در نظر داشتن مشارکت ذینفعان مختلف آن در فرایند برنامه‌ریزی و توسعه جزء لاینفک سیستم گردشگری به حساب می‌آید. در واقع برای توسعه مقصد گردشگری بصورت پایدار، برنامه‌ریزی‌ها و استراتژی‌ها بایستی در جهتی باشند که بتوانند نیازهای مختلف را تا حد امکان تأمین کنند. گردشگری جامعه مدار[1] به عنوان رویکردی پایدار در توسعه نسبت به نوع سنتی آن یعنی گردشگری انبوه در نظر گرفته شده می باشد. بر اساس نظر مورفی ( 1985)، هر جامعه بایستی آرمان‌ها و اهداف خود را تعیین کند و جایگاه گردشگری را در سطحی قرار دهد که نیازهای مردم مقیم را ارضا کند. مورفی اذعان می کند “گردشگری به حسن نیت و همکاری مردم محلی به شدت وابسته می باشد زیرا که آنها جزئی از محصول گردشگری و تجربه گردشگر به حساب می‌آیند. هر گاه امور توسعه و برنامه‌ریزی با اهداف و ظرفیت جامعه محلی متناسب نباشد، مقاومت و خصومت می‌تواند تمام پتانسیل‌ها و برنامه‌های این صنعت را تأثیر بر آب کند(عباسی،89).

13-1-2- معیارهای کلیدی توسعه مقصد

v     جاذبه‌های اصلی گردشگری مقصد (این جاذبه‌ها به گونه معمول، و نه همیشه شامل جاذبه‌های بشر ساخت و طبیعی می‌باشند.)

v     توانایی توسعه انجمن یا سازمان بازاریابی اثربخش و مناسب برای مقصد با کانال‌های توزیع مناسب

v     موفقیت در توسعه بخش‌های جدید گردشگری و جذب مناطق گردشگر فرست جدید با بهره گیری از بازاریابی

v     طرفداری از جانب سازمان‌ها و مردم محلی برای توسعه

v     ظرفیت تحمل و قابلیت پایدار مقصد که به صورت زمین در دسترس برای توسعه، قابلیت دسترسی به منابع طبیعی برای جذب جریان دیدار کنندگان به منطقه بدون آسیب‌رسانی به محیط، قابلیت دسترسی به منابعی زیرا آب، عوامل زیست محیطی و سیاسی اظهار می گردد.

v     توانایی جذب سرمایه گذاری جدید و بهره گیری از آن

v     اندازه طرفداری از جانب دولت‌ها (شامل طرفداری برای بازاریابی مقصد، ایجاد زیرساخت‌ها و تسهیلات مالیاتی)

v     زمان در دسترس یک مقصد ویژه برای توسعه ظرفیت عرضه خود

v     تأثیر مقصدهای رقیب

v     تغییراتی که در طول زمان در نظام اقتصاد بین‌المللی و ملی و سیستم‌های تولیدی رخ می‌دهد.

v     سرمایه گذاری در زیرساخت های حمل و نقلی جدید

[1] Community – based tourism

متن فوق بخش هایی از این پایان نامه بود

لینک متن کامل پایان نامه فوق با فرمت ورد

دسته بندی : پایان نامه