متغیرهای تعدیل­کننده این پژوهش، مکانیزم­های حاکمیت شرکتیمی باشد که شامل مواردذیل می باشد:

1-8-3-1)درصد اعضای غیرموظف هیئت مدیره (استقلال هیئت مدیره[1]):این متغیر از طریق نسبت اعضای غیرموظف هیئت مدیره به کل اعضای هیئت مدیره در پایان دوره مالی محاسبه می­گردد.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

1-8-3-2) دوگانگی وظیفه مدیر عامل و رئیس هیئت مدیره[2]: این متغیر یک متغیر مجازی می باشد و در صورتی که مدیر عامل و رئیس هیئت مدیره در طی دوره مالی، یکی نباشند، مقدار این متغیر برابر با 1 فرض می­گردد و اگر این طور نباشد مقدار آن 0 خواهد بود.

1-8-3-3)درصد مالکیت نهادی[3]: مالکیت نهادی، دربرگیرنده تعداد سهام عادی شرکت می باشد که دراختیارسرمایه­گذاران نهادی (سرمایه­گذاران بزرگ نظیر بانک­ها،  شرکت­های بیمه و شرکت­های سرمایه­گذاری) قرار دارد. برای محاسبه درصد مالکیت نهادی در هر شرکت، تعداد سهام مالکیت نهادی بر کل تعداد سهام عادی شرکت، در پایان دوره مالی تقسیم خواهد گردید.

 

1-8-4) متغیرهای کنترلی:

از متغیرهای کنترلی ذیل به عنوان سایر عوامل مؤثر بر محافظه­کاری بهره گیری می­گردد:

1-8-4-1)نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام[4]:به مقصود محاسبه این نسبت، ارزش بازار حقوق صاحبان سهام از حاصل ضرب تعداد سهام در قیمت بازار هر سهم در پایان دوره مالی بهره گیری و سپس بر ارزش دفتری کل حقوق صاحبان سهام تقسیم می­گردد.

1-8-4-2)اهرم مالی[5]: برای محاسبه اهرم مالی از نسبت کل بدهی­ها به کل دارایی­ها در پایان سال مالی بهره گیری می­گردد.

1-8-4-3) اندازه شرکت[6]:جهت محاسبه اندازه شرکت از لگاریتم طبیعی کل دارایی­ها در پایان سال مالی بهره گیری می­گردد.

[1]BoardIndependence (BI)

[2]Duality

[3]Institutional Ownership (IO)

[4]Market to Book Value (MTB)

[5]Leverage (LEV)

[5]SIZE

 متن فوق بخش هایی از این پایان نامه بود

لینک متن کامل پایان نامه فوق با فرمت ورد