وقتی که هموارسازی سود وجود داشته باشد،مدیریت و سهامداران می توانند راحتر برنامه ریزی و بودجه بندی کنند مدیریت می تواند برای سالهای آتی راحتر برنامه ریزی کند و سهامداران و سرمایه گذاران در محاسبه بازده سهم و تصمیم گیری در مورد سرمایه خود راحتر اقدام می کنند.مدیران در صورت وجود سودهای پرنوسان نمی توانند براحتی برای آینده برنامه ریزی و بودجه بندی کنند.سهامداران نیز در مورد سودهای قابل تقسیم و پیش بیی قیمت سهام در آینده با مشکل مواجه خواهند گردید( بارنیا، رونن و سادن، 1975).به این نتیجه رسیدند که پیش بینی جریانهای نقدی آتی با توسل به سودهای هموار متوالی نسبت به سودهای واقعی متوالی کهدر برگیرنده، اقلام غیر مترقیه هستند برتری دارد. آنها به این نتیجه دست یافتند که مدیریت به مقصود افزایش توانایی سرمایه گذاران برای پیش بینی جریان نقدی آتی به هموارسازی سود دست می زنند و عقیده دارند وجود هموارسازی سود این امر را تسهیل می کند.

2-4-3- افزایش رفاه مدیریت

یکی از انگیزه هایی که باعث می گردد دست به هموارسازی سود بزند منافع مدیریت می باشد در اکثر واحدهای تجاری پاداش مدیریت تابعی از سود می باشد و مدیریت برای دریافت پاداش بیشتر دست به هموارسازی سود می زند.یکی دیگر از دلایلی که باعث می گردد که مدیریت دست به هموارسازی سود بزند این می باشد که مدیریت امنیت شغلی می خواهد همان گونه که قبلاً نیز اظهار شده سهامداران در شرکتهایی که دارای سودهای هموار می باشند رغبت بیشتری به سرمایه گذاری نشان می دهند و همچنین ناپایدار بودن سود را با ریسکی بودن شرکت می دانند پس مدیری که هموارسازی سود نکند احتمال دارد شغل خود را از دست بدهد و بر عکس مدیری که سودهای همواری را گزارش می کند. ارزش سهام شرکت را بیشتر می کند .و از این طریق ثروت سهامداران را بیشتر می کند و از طرف دیگر سهامداران نیز امنیت شغلی وی را تضمین می کنند.

این موارد به خاطر وجود تضاد منافع بین سهامداران و مدیران اتفاق می افتد زیرا مدیران دنبال منافع مادی و همچنین امنیت شغلی هستند و سهامداران هم دنبال افزایش ثروت خود می باشند بعضی مواقع منافع مدیران موقعی تضمین می باشد که منافع سهامداران تضمین شده باشد و مدیران انگیزه قوی برای افزایش ثروت سهامداران دارند زیرا منافع خود در گروه افزایش رفاه سهامداران می باشد. پس مدیران دست به هموارسازی سود و افزایش ثروت سهامداران می زنند نه به خاطر این موضوع که ثروت آنها زیاد گردد بلکه به این خاطر که منافع تضمین گردد مخصوصاً زمانی این رویداد رخ می دهد که حقوق و مزایای مدیران تابعی از افزایش ثروت سهامداران باشد.در این حالت مدیران با انگیزه بیشتری دست به هموارسازی سود خواهند زد.

( رونن و سادن،1981) این فرضیه را تایید کردند که طرح های توافق شده حق الزحمه های مبتنی بر سود عموماً به هموارسازی سود منجر می گردد.همچنین(موسیس، 1987) به مطالعه ارتباط بین هموارسازی سود با محرک های اقتصادی نظیر اندازه شرکت،بازار سهام، نوع کنترل و مالکیت و طرح های پاداش پرداخت. مطالعات او به  این نتیجه رسید که هموارسازی سود در مورد شرکت های بزرگ ، شرکت های دارای طرح های پاداش ( تشویقی) و شرکت هایی که سود واقعی آنها با سود مورد انتظارشان متفاوت می باشد بیشتر مصداق دارد و همچنین به این نتیجه رسید که دلیل منطقی برای هموارسازی سود تمایل مدیران به افزایش ارزش سهام شرکت می باشد.موسیس به ایه نتیجه رسید که هر چه تفاوت بین سود مورد انتظار با سود واقعی بیشتر باشد هموارسازی سود بیشتر رخ می دهد ( دهاران، 1989) در مورد روش تعهدی و نقدی و تاثیر آ ن بر هموارسازی سود مطالعه نمود و به این نتیجه رسید که روش تعهدی سود را هموارتر از روش نقدی نشان می دهد.

( دهاران، 1989) در مورد روش تعهدی و نقدی و تاثیر آن بر هموارسازی سود مطالعه نمود و به این نتیجه رسید که روش تعهدی سود را هموارتر از روش نقدی نشان می دهد.

( هلی، 1985) بر مبنای فرضیه حداکثر سازی پاداش و حق الزحمه مدیریت انجام شده معتقد می باشد در شرایطی که بین حق الزحمه و پاداش مدیریت با ارقام سود حسابداری ارتباط هست، مدیریت آن دسته از روش های حسابداری را انتخاب می کند که هموارسازی سود را در پیس داشته باشد و همچنین به این نتیجه رسید که اگرحق الزحمه و پاداش مدیران بر مبنای سود حسابدرای باشد در این حالت هموارسازی سود هست و بیشتر از حالتی می باشد که سود حسابداری مبنای حق الزحمه و پاداش مدیران نیست.

پژوهش دیگری توسط( دمسکی، پاتل و لفسون، 1984) صورت گرفت و نتایج این پژوهش نشان می داد که مدیران موقعی به هموارسازی سود دست می زنند که:

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

الف) مدیران در شرایطی تضعیف شده و در معرض لغزش های اخلاقی قرار گرفته باشند و یا

ب) عدم تقارن اطلاعاتی بین مدیران وسهامداران وجود داشته باشد.

محقق دیگری به نام ( لامبرت، 1984) به مطالعه پدیده هموارسازی واقعی سود در چهارچوب تئوری نمایندگی پرداخت. او معتقد بود که هموارسازی واقعی سود از طریق تولید شرکت ویا تصمیمات سرمایه گذاری رخ می دهد.وقتی که این اقدام مدیریت از چشم سهامداران پنهان بماند آنگاه مدیریت فرصتی را برای تعدیل

 متن فوق بخش هایی از این پایان نامه بود

لینک متن کامل پایان نامه فوق با فرمت ورد