شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

اگر به گونه ای نظام مند مقوله توسعه گردشگری را مطالعه کنیم ، می بینیم که روابط و تعامل بین اجزای توسعه و هماهنگی و هم افزایی آنها ، در تحقق اهداف رشد و توسعه گردشگری  تأثیر عمده ای دارد. عوامل بیشماری در توسعه گردشگری تأثیر دارند و ارتباط تعامل بین آنها ، توسعه را می سازد. اما سه عامل عمده و اصلی در توسعه  گردشگری عبارت اند از : گردشگران ، مردم منطقه و ویژگی های مقصد. به بیانی دیگر میهمانان ، میزبانان و جاذبه ها سه عامل اصلی در توسعه گردشگری به شمار می آیند. اندازه انطباق و هم پوشی این سه ، منطقه ای را به وجود می آورد که در آن ، توسعه هم بافته تحقق پیدا می کند. در این فصل مشترک ، نیازها و انتظارات و ارزش های گردشگران با ویژگی ها و جاذبه های مقصد و فرهنگ و گرایش های مردم منطقه ، یکسانی و انطباق دارد. حال اگر این سه عنصر ، در یک حالت آرمانی کاملا با یکدیگر منطبق شوند ، توسعه همبافته کامل و صد در صد گردشگری رخ می دهد. در این حالت ، خواسته ها و سلیقه های گردشگران کاملا با فرهنگ میزبانان و جاذبه های منطقه ، هماهنگی و انطباق دارد . هدف نهایی از توسعه همبافته گردشگری آن می باشد که چنین همپوشی و انطباقی حاصل آید. اما در شرایط واقعی ، فصل مشترک میان این سه عامل ، کمتر از کل وسعت هر عامل می باشد . کوشش متولیان توسعه گردشگری بایستی در جهتی باشد که این وجه مشترک وسیع تر گردد و مناطق اتلاف کاهش یابد.

در سه حالت منطقه اتلاف ایجاد می گردد:

1/ زمانیکه گردشگران و مردمان منطقه با هم سازگاری دارند ، اما به سبب آنکه ویژگی های مقصد ، این قسمت را پوشش نمی دهند  ، توسعه همبافته رخ نمی دهد و بخشی از منابع اتلاف می گردد. برای غلبه بر این مشکل بایستی کوشش گردد با تغییرات و اصلاحات لازم بر ویژگی های مقصد براساس نیاز گردشگران و دیدگاه های میزبانان ، منطقه اتلاف را از بین برد.

2/ زمانیکه بین ویژگی های مقصد و توجه مردمان منطقه هماهنگی هست ، اما به سبب عدم هماهنگی گردشگران ، بهره گیری بهینه از امکانات به وجود نمی آید. برای رفع این مشکل بایستی با تعیین وشناخت بازار و راهبردهای بازاریابی هدفمند ، گردشگرانی جذب منطقه شوند که دوستدار جاذبه های مقصدند و با مردمان منطقه نیز از جنبه های فرهنگی و اجتماعی هماهنگی دارند.

3/ زمانیکه گردشگران ویژگی های مقصد را می پسندند اما به سبب توجه های خاص مردم منطقه به گردشگران و جذابیت های موجود منطقه این مکان خالی از گردشگر می باشد.در چنین وضعیتی با اتخاذ راهبردهای آموزش و راهنمایی بایستی مردم منطقه را به سازگاری با گردشگران ترغیب و آنان را تامین کنند و لطمه ای نیز به جامعه آنان وارد نیاورد.

هر یک از این حوزه ها نیز در درون خود نیز دارای اجزا و عواملی هستند که اگرمیان آنها هماهنگی وجود نداشته باشد ، انطباق بیرونی ، تاثیر خود را از دست می دهد و در نتیجه ، توسعه در رسیدن به اهداف خود ناموفق خواهد ماند. هماهنگی در حوزه منطقه از اولویت بسیار زیادی برخوردار می باشد ، زیرا هم از جنبه هماهنگی ساختاری مرتبط با امر گردشگری و هم از جنبه سیاست ها ی مربوط به گردشگری بایستی یکپارچگی لازم وجود داشته باشد تا حوزه مذکور بتواند از جذابیت های کافی برخوردار باشد. از جنبه ساختاری ، واحدهای مختلفی که در فعالیت گردشگری موثرند بایستی با یکدیگر ارتباطی متناسب داشته باشند.برای ایجاد هماهنگی میان مردم مقصد بایستی با بهره گیری از شکل های واقعی مشارکت ، همه را در توسعه گردشگری و پیامدهای آن سهیم نمود. مقصود از مشارکت واقعی ، مشارکت در تصمیم گیری ، اجرا و ارزیابی فعالیت های مرتبط با مقوله گردشگری می باشد. اما به منظورهماهنگی در گردشگران ، می توان با بازاریابی هدفمند و اطلاع رسانی دقیق و موثر گروهی از گردشگران را به منطقه جلب نمود.بایستی متذکر گردید تبلیغات و بازاریابی برای توسعه همبافته گردشگری زمانی موثر می باشد که به مسافران قبل از سفر تصویری واقعی و درست از مقصد ارایه کند. گردشگران حق دارند قبل از سفر از معضلات منطقه آگاه شوند و بدانند که از جنبه آب  وهوا، ارتباطات ، امکانات اقامتی ، خصوصیات فرهنگی ، اجتماعی و سیاسی به چه منطقه ای وارد می شوند این آگاهی پیشین باعث ایجاد هم پوشانی حوزه گردشگران با حوزه دیگر می گردد( الوانی،1385).

متن فوق بخش هایی از این پایان نامه بود

لینک متن کامل پایان نامه فوق با فرمت ورد