2-2- بخش دوم

1-2-2- تعاریف و مفاهیم  راهبرد[1]

از راهبرد تعاریف متفاوتی از سوی صاحب نظران مختلف ارایه شده می باشد که به بعضی از این تعاریف تصریح می گردد.

1-1-2-2- معنای لغوی

در فرهنگ فارسی معین راهبرد به معنای فن اداره عملیات جنگی ،دانش راهبردی عملیات نظامی ،سوق الجیش می باشد(معین،266:1360).

در فرهنگ دهخدا راهبرد به صورت زیر تعریف شده می باشد:

” دریونان قدیم معمولا سران سپاه را استراتگوس (استراتژ)میخواندند. اثنیه در زمان جنگهای ایران و یونان ده استراتگوس داشت که انتخاب ایشان سالی یکبار تجدید می گردید و در ظرف سال به نوبت به فرماندهی سپاه می پرداختند ،چندی بعد بر قدرت آن بیفزود چنانچه زمانی حکمران حقیقی اثنیه بودند”(دهخدا،1372:1810).

در فرهنگ عمید استراتژی به معنی “لشکر کشی تعبیه سپاه علم اداره کردن عملیات و حرکات ارتش در جنگ میباشد(عمید،1374:163).

2-1-2-2- معنای اصطلاحی

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

بهره گیری از مفهوم راهبرد درحیطه سازمان ومدیریت در نیمه دوم قرن بیستم میلادی آغاز شده می باشد. راهبرد اظهار می ‌کند که به مقصود فراهم آوردن امکان برتری یافتن بررقبا ،موسسه چگونه روابط خود با محیط را سامان داده و منابع خویش را درجهت هدف به حرکت درآورد. بخاطر توجه واهمیت دادن راهبرد به روابط بین سازمان و محیط ،افزایش عدم اطمینان به سبب تغییر یافتن مداوم محیط و متنوع شدن وظایف سازمان و پیچیده گشتن دیدگاه های متفاوت نویسندگان درمورد این موضوع ، تعریفی که مورد قبول عامه واقع گردد هنوز برای این موضوع انجام نگرفته می باشد،اما در زمینه اینکه راهبرد روابط بین سازمان و محیطش را تنظیم می کند،بین دیدگاه ها،تفاوتی وجود ندارد(امیرکبیری،1381:27).

[1] strategy

متن فوق بخش هایی از این پایان نامه بود

لینک متن کامل پایان نامه فوق با فرمت ورد