راهبردهای توسعه گردشگری مبنای توسعه و مدیریت این صنعت و عنصری اساسی از برنامه ریزی ملی و منطقه ای گردشگری به شمار می رود. بعضی از موضوعات اساسی که در تدوین راهبردها بایستی به آنها توجه نمود به قرار زیر می باشد:

تعیین سیاست ها و اهداف توسعه به عنوان نهاده های اولیه برای تدوین استراتژی.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

تعیین نوع، جایگاه و ویژگی های عمده جاذبه های گردشگری در هر کشور یا منطقه.

تعیین نوع و جایگاه محلهای اقامت موجود و محلهای اقامت پیش بینی شده و سایر تسهیلات گردشگری.

مطالعه وضعیت و امکانات حمل و نقل و سایر تأسیسات زیربنایی نظیر شبکه های آب، برق، تلفن، بهداشت و … در حال و آینده.

تجزیه و ترکیب کلی منطقه از نظر محیطی، اجتماعی، اقتصادی.

با در نظر داشتن مطالب فوق به چند راهبرد توسعه گردشگری که در نواحی گوناگون جهان مورداستفاده قرار گرفته می باشد تصریح می گردد : یکی از انواع راهبردهای توسعه، “ایجاد تفریحگاه (استراحتگاه) برای  جهانگردان ” می باشد . یک تفریحگاه معمولاً دامنه وسیعی از خدمات و امکانات گردشگری مانند امکانات تفریحی و استراحتی را ارائه می کند، کشورهای مختلفی از این نوع راهبرد بهره گیری نموده اند که از مهمترین آنها می توان از راهبرد توسعه تفریحگاه مکزیک نام برد . از دیگر راهبردهای گردشگری می توان به راهبرد

توسعه گردشگری شهری تصریح نمود، شهرها غالباً گستره وسیعی از جاذبه های تاریخی، فرهنگی، بازار، رستوران ها، هتل ها و پارک های شهری را شامل م ی شوند . بسیاری از جاذبه ها و تسهیلات رفاهی شهری اساسًا برای خدمت به شهروندان توسعه یافته اند، از طرفی شهرها ممکن می باشد دروازه ور ود و خروج گردشگران به کشور یا منطقه باشند و به عنوان پایگاهی برای گردشگرانی که به نواحی اطراف شهرها مسافرت می کنند، به حساب آیند .

این نوع راهبرد بایستی به دقت برنامه ریزی گردد و احداث هتل ها و سایر تسهیلات گردشگری و جاذبه ها، بایستی به دقت اقدام گردد . امروزه احداث یا عمران مجدد بعضی از نواحی شهری که در جهت بهره گیری جهانگردان و اوقات فراغت ساکنان آن ناحیه ها قرار می گیرد، امری متداول می باشد . از دیگر راهبردها می توان به راهبرد “توسعه گردشگری روستایی” مانند آن چیز که که در کشور سنگال اجرا شده و راهبرد “توسعه گردشگری مذهبی” مانند کشور عربستان تصریح نمود (مدهوشی و ناصر پور، 1382: 27).

2-7 موانع توسعه صنعت گردشگری

هر چند با در نظر داشتن شرایط هر کشور یا منطقه، موانع توسعه صنعت گردشگری متفاوت می باشد، اما بطور کلی موانع عمده در اجرای برنامه های توسعه گردشگری عبارت می باشد از:

الف) موانع سازمانی و ساختاری: نبود یک سازمان یا وزارتخانه مشخص به عنوان متولی صنعت که در نتیجه وجود سازما ن های موازی، باعث ناهماهنگی و تداخل وظایف فراوان می گردد. از طرفی وجود چند سازمان مختلف و عدم تدوین و اجرای یک برنامه جامع و یکپارچه برای توسعه گردشگری، این صنعت را با معضلات عدیده ای روبرو می سازد.

ب) موانع فرهنگی  اجتماعی: تفاوت های فرهنگی بین مناطق گردشگری و آگاهی کم میزبانان نسبت به نیازها و خواسته های گردشگران و از طرف دیگر عدم آگاهی گردشگران از فرهنگ میزبانان، ضمن بروز معضلات عدیده، مانع عمده ای در گسترش صنعت گردشگری می باشد. اغلب در نقاط و مکان های مختلف ساکنان یک محل یا افراد یک جامعه به علت ناآگاهی یا دیدن بعضی اعمال از جهانگردان و همچنین تفاوت فرهنگی بین میزبانان و گردشگران از این صنعت برداشت ناخوشایند و منفی دارند، و یا کارکردن در بعضی از مشاغل مربوط به گردشگری از طرف افراد بومی مشاغل سطح پائین تلقی شده و ساکنان بومی حاضر به کار کردن در این مشاغل نیستند.

ج) موانع موجود در بازار: عوامل بازار مانند : سطح درآمد، هزینه سوخت، امنیت شغلی، عوامل فصلی و انگیزه های مسافرت، ارتباط مستقیم با گسترش صنعت گردشگری دارد. بیشتر عوامل بازار ازکنترل محل یا مقصد گردشگران خارج می باشد، و توانایی این محلها در جذب گردشگر در بلندمدت، نیاز به برنامه ریزی و انعطاف پذیری دارد. پس برای تدوین یک استراتژی بایستی تحقیقات جامعی از وضع بازار صورت گیرد.

د ) موانع آموزشی و کمبود نیروی انسانی متخصص: متأسفانه به علت جوان بودن این صنعت در اغلب کشورهای در حال توسعه نیروی انسانی متخصص مورد نیاز کم می باشد و حتی مراکز آموزشی برای تربیت نیروی انسانی مورد نیاز هم وجود نداشته و یا بسیار محدود می باشد.

 متن فوق بخش هایی از این پایان نامه بود

لینک متن کامل پایان نامه فوق با فرمت ورد