تاکنون تحقیقات بسیاری در ارتباط با عوامل موثر بر بازده انجام گرفته می باشد. هدف از این تحقیقات، شناسایی عواملی می باشد که بازده موردانتظار را به نحوی مناسب­تری تبیین می­دهند. در آغاز تصریح­ای کوتاه به تحقیقات انجام شده توسط بعضی از محققین می­گردد، سپس پژوهش انجام شده توسط فاما و فرنچ و مدل سه عاملی تشریح می­گردد.

بنز[1] (1981) در مقاله­ای نشان داد شرکت­های با ارزش بازار کمتر در بورس اوراق بهادار نیویورک بازدهی بالاتر از مدل بازده موردانتظار مدل قیمت­گذاری دارایی­ها دارند. او با افزودن عامل ارزش بازار شرکت به ارتباط بین بتای سهام و بازده آن در بازه زمانی 1936 تا 1975 دریافت شرکت­های کوچک به گونه متوسط بازدهی بیشتری نسبت به شرکت­های بزرگ دارند که به اثر اندازه شناخته می­گردد. به بیانی دیگر وی دریافت، بین اندازه شرکت و بازدهی سهام ارتباط معکوس هست. (قائمی و طوسی,1385).

چان، هامائو و لاکونیشوک[2] (1991) ارتباط بازده مقطعی سهام را با چهار متغیر نسبت سود به قیمت، اندازه شرکت، نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار و جریان نقدی در بورس اوراق بهادار توکیو در بازه زمانی 1971 تا 1988 مورد مطالعه قرار دادند. آنها دریافتند، ارتباط بازده با نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار در مقایسه با ارتباط بازده با سه متغیر دیگر از لحاظ آماری و اقتصادی معنادارتر می باشد. به علاوه ارتباط بازده با نسبت جریان نقدی به قیمت سهم، مثبت و با اندازه شرکت، منفی می باشد. نتایج ارتباط بین بازده و نسبت سود به قیمت نیز مبهم می­باشد.

نتایج تحقیقاتی ذکر گردیده نشان می­دهد که عوامل مورد نظر به تنهایی قادر به تبیین بازده سهام نمی­باشند. در مدل آربیتراژی چنین بحث می­گردد که عوامل مختلفی برای تعیین بازده بایستی لحاظ گردد اما این مدل، عاملی خاصی را برای این تبیین مشخص نمی­کند.

پژوهش بهاندری[3] (1988) نشان داد بین اهرم و میانگین بازده ارتباط مثبت هست و بر مبنای آن، اگر درجه اهرم به مدل افزوده گردد نتایج بهتری حاصل خواهد گردید. تحقیقات بهانداری بیانگر این بود که اضافه کردن عامل اهرم به مدل CAPM موجب افزایش قدرت تبیین­دهندگی آن می­گردد.

کیم[4] (1990) به مطالعه تاثیر اندازه شرکت و نسبت سود به قیمت سهم بر بازده اقدام نمود. شرکت­ها بر مبنای اندازه در ده پرتفلیوی طبقه­بندی شدند که شرکت­های کوچکتر در طبقه اول و شرکت­های بزرگتر در طبقه دهم بودند. کیم با بهره گیری از رگرسیون به مطالعه اندازه ارتباط و همبستگی بین اندازه و نسبت سود به قیمت شرکت با بازده پرداخت. او دریافت که میانگین بازده با ارزش بازار شرکت ارتباط معکوس و با نسبت سود به قیمت شرکت ارتباط مستقیم دارد. به بیانی دیگر شرکت­های با ارزش بازار کوچکتر، بازده بالاتری نسبت به شرکت­های با ارزش بازار بزرگتر دارند و همچنین سبد سهام شامل شرکت­های دارای نسبت سود به قیمت شرکت کمتر نسبت به آنهایی که نسبت سود به قیمت شرکت بالاتری دارند، دارای میانگین بازده بیشتری هستند.

[1] Banz

[2] Chan, Hamao And Lakonishok

[3] Bhandari

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

[4] Keim

 متن فوق بخش هایی از این پایان نامه بود

لینک متن کامل پایان نامه فوق با فرمت ورد